السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

103

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

فصل ششم آثار و نتايج منع از كتابت و روايت حديث ده‌ها سال تداوم يافت و كناره‌گيرى از نقل حديث ، ويژه عالمان و روشنفكران طلايه‌دار امّت گرديد . چنان كه در اوايل روزگار مروانيان ، نوشتن حديث ننگ و عار به حساب مىآمد . « 1 » ده‌ها سال گذشت و نيكان صحابه مردند و تابعان نيز واپسين سال‌هاى زندگى خود را پشت سر مىگذاشتند . نسل‌ها يكى پس از ديگرى آمد ، امّا هيچ يك دربارهء اهداف ، تعاليم و سيرهء پيامبرشان چيزى نشنيد . اين نسل‌ها بر پايه انديشهء حاكمان و فرمانروايان ، و دشمنان و كينه‌توزان و خودباختگان و شاگردان اهل كتاب تربيت شدند . دين‌دارى از بين رفت تا آنجا كه از اسلام جز نام و از دين جز نشانى باقى نماند . اين مضمون روايتى از امام على ( ع ) است « 2 » كه فقط تا سال چهلم هجرى زندگى كرد . مصيبت چنان فزونى گرفت و به رسوايى كشيد كه عمر بن عبد العزيز ناچار شد ، به يك اقدام نمايشى ضعيف

--> ( 1 ) . بنگريد : تقييد العلم ، 6114 ؛ سنن دارمى ، 1 / 126 ؛ جامع بيان العلم ، 1 / 73 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، حكمت 190 ؛ بنگريد : مسند ابى عوانه ، 2 / 105 ؛ مسند احمد ، 4 / 428 ؛ مكاتيب الرسول ، 1 / 62 .